ساريه بن زنيم رضي الله عنه
اضافه شده در تاریخ: 6/18/2016 6:52:22 PM
Bookmark and Share              Balatarin

نوشته: عبدالقادر ابراهیم

ترجمه: عبدالخالق احسان

نام ونسب:

نام او ساريه فرزند زنيم فرزند عبدالله دئلي بود.

اوصاف:

ساريه انسان دو زمانه بود يعني در جاهليت و اسلام زيست كرد و قبل از اسلام چپاولگري وراهزني كرده ودارائي مردم را مي ربائيد تا كه خبر او بين مردم انتشار يافت و به مجرد شنيدن اسمش ميترسيدند. دردويدن خيلي چست وچالاك بود كه در  دوش همراي اسپ سواران مسابقه ميزد چنانچه باين صفت نيز معروف و مشهور گرديده بود.

بدگوئي  رسول الله صلی الله علیه و سلم:

پيش از مسلمان شدن نسبت به رسول خدا صلي الله عليه وسلم بغض وكينه وحقد داشت و بي باكانه بدي رسول معظم اسلام را به زبان مي آورد، اما وقتي كه رهنمون شد وحقيقت را به چشم سر مشاهده كرد ويقين نمود كه محمد صلي الله عليه وسلم به آنچه آورده راستگو هست، وصداقت وامانتداري پيامبر را احساس كرده وآيات قرآني را شنيد كه بر او نازل ميشود وعقل انسان را مخاطب قرار ميدهد و وجدان انسان را بيدار ميكند وفطرت سليم را بر ميانگيزاند وبه طرف مكارم اخلاق وعادات خوب فراميخواند؛ به اسلام پيوست و از بدگوئي رهبر بشريت محمد مصطفي صلي الله عليه وسلم پشيمان شد و نزد پيامبر صلي الله عليه وسلم آمد و معذرت خواهي كرده و قصيده طويلي را بخوانش گرفت كه ازجمله آن اين ابيات است:

تعـلم رسـول الله أنـك قـادر      علي كل حي من تهام ومنجد

تعلم رسول الله انك مدركي      وان وعيداً منك كالأخذ باليد

ونبئ رسول الله أني هجوته      فلا رفعت سوطي الي اذاً يدي

بياموزان اي رسول خداصلي الله عليه وسلم محققاً برهر زنده در سرزمين تهامه ونجد توانائي داري.  تعليم بده اي رسول الله در حقيقت مرا در يافتي ووعده عذاب از طرف تو مثل اينست كه انسان در چنگال عذاب باشد.

رسول خدا صلي الله عليه وسلم ازين باخبر شد كه من بد گوئي اش را كرده ام، بازهم اي رسول خدا شلاقم را بسوي من بلند نكردي وتا حال در دست منست.

بعد از آن به دين اسلام مشرف شد واسلام خود را نيكو ساخت ونبي اكرم صلي الله عليه وسلم عذرش را قبول نموده و او را بخشيد.

فرمانروایی:

حضرت عمر رضي الله عنه بخاطر اعتمادي كه به حضرت ساريه داشت او را سر كرده لشكر بزرگي تعيين كرد وبطرف سر زمين فارس گسيل داشت كه اين واقعه در سال بيست وسه هجري بود.

حضرت ساريه رضي الله عنه سفر كرد و صحراي پهناوري را در نورديد در حاليكه قلبش مملو ازعزت وابهت بود وبه ياري ونصرت خداوند اعتماد واتكاء داشت. ميرفت وقيادت لشكر اسلامي را بعهده داشت تا اسلام عزيز را گسترش دهد وشهر ها را فتح نمايد وبندگان را از عبادت بنده ها به عبادت الله يكتا واز تنگناي دنيا به فراخي واز ستم اديان خود ساخته به عدالت اسلام بيرون كند.

اينست فلسفه وحكمت وجوب جهاد در راه خدا و اينست پيشگامي اسلام درين مورد.

ساريه نداي عمر را ميشنود:

حضرت ساريه به سفر خود ادامه داد تا با دشمن روبرو شد و نبرد سخت وشديدي رخ داد وزود بود مسلمانان شكست بخورند، اتفاقاً حضرت عمر رضي الله عنه روز جمعه بر منبر خطبه ميخواند كه ناگهان خداوند آن ميدان نبرد را به او نشان داد در حال خطبه را قطع نمود وبه آواز بلند فرمود:

اي ساريه متوجه كوه باش ! ساريه وديگر جنگاوران مسلمان اين آواز را شنيدند و متوجه كوه شده و از هر طرف عليه دشمن يورش بردند تا خداوند پيروزي را نصيب شان كرد.

يك ماه بعد ازين حادثه قاصد حضرت ساريه به مدينه آمد وحضرت عمر از اخبار لشكر سؤال نمود او گفت:

بخدا قسم اي اميرمؤمنان يك روز عنقريب شكست خورده بوديم كه دشمن از پشت كوه مي خواست بيايد و ما را غافل گير كند.

درين حال آوازي شنيديم كه ميگفت :اي ساريه متوجه كوه باش اين جمله را سه بار شنيديم. ما هم بطرف كوه رو آورديم ودشمن را شكست داديم. درين وقت عده از كسانيكه در خطبه حضرت عمر رضي الله عنه حضورداشتند گفتند: حضرت عمر اين آواز بلند را گفته است.

اين حكايت از زبان بيشتر از يك راوي ودر بسياري از كتب ذكر شده كه قابل اعتماد است و وقوع آن حقيقت دارد.

اين تعجب آورنيست كه حضرت عمر توانست ميدان نبرد را ببيند وجنگاوران آواز او را بشنوند؛ چرا كه ما به كرامات اولياء ايمان و باور داريم ودرين شكي نيست كه اين ما جرا كرامتي بزرگي براي حضرت عمر رضي الله عنه بوده است چونكه كرامت اولياء در قرآن وسنت ثابت است وجز بيمار دلال وكور ضميران كس بآن ترديدي ندارد.

خداي عالم ميفرمايد:

( الاإن اولياء الله لا خوف عليهم ولا هم يحرنون. الذين امنوا وكانوا يتقون لهم البشري في الحياة الديناوفي الآخرة لا تبديل لكلمات الله ذلك هوالفوز العظيم) ([1]) هان، دوستان خدا هيچ ترس واندوهي ندارند وآناني اند كه ايمان وتقوي دارند، ايشان را بشارتي است در زندگي دنيا وآخرت، كلمات خداوند قابل تبديل نيست واين (دوست خدا بودن ) رستگاري بزرگي ميباشد.                      

پايان

 

 

 


([1])  سوره يونس آيه 62 / 63 

 

 

نمایش تعداد بازديد
1157

Bookmark and Share              Balatarin
 
 
 
 
لغو عضویت
عضویت
 
  سلااام ایا ی زن ک شوهر داره و از شوهرش متنفر هستش میتونه صیغه بشه؟؟؟؟


  منتظر باشید عبد الحمیدوهابی مزدورتون رو همین روزا تو گونی بکینم .همین عبدالحمید شما بین شیعه وسنی های جنگ را انداخته .ما نمی خوایم برادران اهل سنت خودمونو اذیت بکنیم چون برادریم.ما مسلمان هستیم وحق نداریم مسلمانی رو بکشیم اما وهابیایی که اینقد قرآن می خونن یه ذره به قرآن عمل نمی کنن مگه قرآن نگفته و من یقتل مومنا متعمدا فجزاه جهنم .پس چرا چرا شیعیان تو عوامیه دارن اینقد شهید میدن پس کوش حقوق بشر آقای سنی نیوزیی که اینقد از حقوق بشر دم میزنی .شییخ باقرالنمر کو..


  آخر شما چقدر زنازاده هستید که از این تروریست نجس حمایت می کنید خودش گفته مزدور آمریکا بوده خاک بر سرتان.


  بنده خواهشی که دارم از شما در مورد به وجود امدن گروه داعش توضیح دهید و سوال دوم ایا شما انها را به عنوان مسلمان میدانید و چرا جنایاتشان بر شیعیان در سطح اخبارتان قرار نمیدهید خواهشن توضیح دهید


  چگونه این احادیث را بپذیریم در حالیکه میتواند از یهود آمده باشد که تراشیدن ریش را حرام میدانند. چگونه این احادیث را بپذیریم در حالیکه آیه ای در مذمتتراشیدن ریش نداریم.چگونه این احادیث را بپذیریمدر حالیکه می فرماید:ثالثاً: در تراشیدن ریش طاعت شیطان و تغییر خلقت الهی میباشد، الله متعال می فرماید: «وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ » . ( سوره نساء آیت 119 ). ترجمه: « و آنان آفرينش الله را دگرگون مي كنند».وفتی کوتاهی موی زهار و ختنه خلقت را دگرگون می کند. عقل را به چه بهایی بفروشیم؟


 
 
 
2012 © Sunni-news.net .همۀ حقوق ویژه سنی نیوز است، استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد