جُستاری مراحل فکری وعقیدتی امام ابوالحسن اشعری رحمه الله
اضافه شده در تاریخ: 8/15/2017 7:23:02 PM
Bookmark and Share              Balatarin

جُستاری پیرامون مراحل فکری وعقیدتی امام ابوالحسن اشعری رحمه الله

 

بسم الله الرحمن الرحیم

این مقاله ی کوتاه به شرح مراحل فکری در زندگی امام ابوالحسن اشعری _ که فرقه ی اشعری خودشان را منتسب به وی میکنند _ میپردازد .

خیلی مهم است ؛ تا بدانیم امام ابوالحسن اشعری دارای چه فکری بوده ؟ و آیا فرقه ی اشعری ارتباطی به این امام بزرگوار دارد یا خیر ؟

چراکه دیده میشود برخی ها در حق این امام بزرگوار اجحاف نموده و بدون تحقیق گاهی تاخت وتاز مینمایند .

امیدوارم دانش پژوهان علوم اسلامی ، از این مقاله ی هرچند کوتاه ، مستفید گردند .

امام ابوالحسن علی بن اسماعیل اشعری _ رحمه الله _ ( 270 – 330 هجری ، براساس یکی از اقوال )  در زندگی علمی خود ، سه دوره ی فکری و عقیدتی را طی نموده است :

مرحله ی اول : دوره ی اعتزال ؛ او تا چهل سالگی پیرو فکر اعتزال بوده است ، در این دوره او از فکر ابوعلی محمدجُبائی معتزلی (235– 303 هجری )  متأثر گشته بود .

ابوعلی محمدجُبائی ، یکی از سران فرقه ی اعتزال در بغداد بوده تا جائیکه یکی از فروع فرقه ی اعتزالی که مسمی به فرقه ی جبائیه است ، منسوب به اوست .

بعد از آنکه ابوعلی با مادر ابوالحسن اشعری _ رحمه الله _  ازدواج میکند ، کفالت و تربیت امام اشعری را بدوش میگیرد ، و این اتفاق در زندگی ابوالحسن _ رحمه الله _ اولین جرقه ی فکری که همانا بزرگ شدن در فکر اعتزال است ، بوجود میآورد .

دوره ی دوم : امام ابوالحسن اشعری _ رحمه الله _  در چهل سالگی دچار تردید در افکار و اعتقاداتش شد . او با استاد خود ، جُبایی ، بحث‌های بسیار کرد ، تاجائیکه همین بحث‌ها دوستی آن دو را برهم زد و باعث شد اشعری معتزلیان را ترک کند .

او حدود دو هفته در منزلِ خویش خلوت گزید و به تفکر در اعتقاداتش پرداخت . وی پس از این دو هفته ، خلوت خویش را شکست و زمانی که مردم در مسجدِ جامع بصره برای خواندن نماز گرد آمده‌ بودند ، خطاب به مردم گفت :

هر کس مرا می‌شناسد ، که می‌شناسد ، و هر کس نمی‌شناسد اکنون خود را به او معرفی میکنم . من ، علی بن اسماعیل اشعری هستم . قبل از این ، اصول عقاید معتزله را تدریس می‌کردم ، و به حدوث قرآن و انکارِ رؤیت الله در آخرت ، و سلب هر صفت ثبوته‌ ای از خداوند عقیده ‌مند بودم . اینک همه شاهد باشید که من از این اصول عقاید رو گردانیده‌ ام وبه‌ طور قطع همه ی آنها را رها کرده‌ام  [1].

در این دوره روی میآورد به اندیشه و باور ابومحمد ، عبدالله بن سعید بن کُلّاب ( متولد 218 هجری چون سال وفات ایشان مورد اختلاف است ، از ذکر آن صرف نظر نمودم ) که طریقه و مذهبش به کُلاّبیه ، مسمّی است . و این مذهب اسمای الهی را اثبات نموده و هفت تا از صفات الله را نیز ، اثبات میکنند که عبارت اند از ( علم ، حیات ، قدرت ، اراده ، سمع ، بصر و کلام ) . این صفات را ، صفات عقلی یا معانی مینامند و بقیه صفات الله متعال را تأویل ( تحریف ) و یا هم تفویض میکنند و آنها را صفات اختیاری نامگذاری نموده اند [2].

نوت : در این دوره طوری که بیان گردید اشکالاتی وجود دارد ، از جمله : تأویل و یا به اصطلاح مناسب تر ( تحریف ) و نیز تفویض در جمع کثیری از صفات پروردگارمتعال .

دوره سوم : در این دوره که سه یا چهارسال قبل از وفات امام ابوالحسن _ رحمه الله _  است ، به مذهب اهل حدیث و سلف صالح رحمهم الله ، روی میآورد .

در این مرحله عقیده و باورش در مورد صفات پروردگار اینست که : تمام صفات پروردگار را بدون تکییف و تشبیه براساس عقیده ی سلف صالح ، اثبات نموده است [3] .

در این مرحله است که دو کتاب مهم را به رشته ی تحریر در میآورد .

 1 – الإبانة عن اصول الدیانة

 2 – مقالات الإسلاميين واختلاف المصلين

او در کتاب ( مقالات الإسلاميين واختلاف المصلين ) بعد از آنکه اعتقاد و باور اهل حدیث و اهل سنت را با عنوان ( حكاية جملة قول اصحاب الحديث واهل السنة ) نقل میکند ، در اخیر این مبحث ، میگوید : « فهذه جملة ما يأمرون به ويستعملونه ويرونه وبكل ما ذكرنا من قولهم نقول واليه نذهب وما توفيقنا الا بالله وهو حسبنا ونعم الوكيل وبه نستعين وعليه نتوكل واليه المصير » [4].

« وبكل ما ذكرنا من قولهم نقول واليه نذهب » .

ترجمه : و به تمام آنچه ( از عقاید و باور اهل حدیث و اهل سنت ) یادآور شدیم ، به آن عقیده و باور داریم و روش و منهج ما هم ، همان است .

و نیز در کتاب الإبانة عن اصول الدین در فصلی تحت عنوان (فصل في إبانة قول أهل الحق والسنة ) در مقدمه این فصل میگوید : « قولنا الذي نقول به ، وديانتنا التي ندين بها، التمسك بكتاب الله ربنا عز وجل ، وبسنة نبينا محمد صلى الله عليه وسلم ، وما روى عن السادة الصحابة والتابعين وأئمة الحديث ، ونحن بذلك معتصمون ، وبما كان يقول به أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل - نضر الله وجهه ورفع درجته وأجزل مثوبته – قائلون ، ولما خالف قوله مخالفون ؛ لأنه الإمام الفاضل ، والرئيس الكامل ، الذي أبان الله به الحق ، ودفع به الضلال ، وأوضح به المنهاج ، وقمع به بدع المبتدعين ، وزيغ الزائغين ، وشك الشاكين ، فرحمة الله عليه من إمام مقدم ، وجليل معظم ، وكبير مفهم »[5] .

نوت : مع الأسف ، اکثر اشعری های امروزی به مذهب مرحله ی دوم امام ابوالحسن رحمه الله هستند . و آنچه در دوره ی سوم و کتب موجود از امام ابوالحسن رحمه الله است ، پشت نموده و به آن توجهی ندارند ، در حالیکه در دوره ی سوم از دوران فکری امام رحمه الله ، اکثر باورهای خودش را نقض نموده و به آنها پشت کرده است .

 

نوشته : عبدالرحمن فاتح



[1]   نگاه : فِرَق معاصرة تنتسب الی الإسلام 3/1207 و تاریخ المذاهب الإسلامیة 1/181 و نیز رساله : « ابوالحسن الأشعری » نوشته ی شیخ حماد انصاری رحمه الله ( شیخ مشایخ و اساتید بزرگوارم ) در این باره مطالعه گردد ، مفید خواهد بود  .

[2]    نگاه : اصول الفِرَق ص 147 ، مدارالوطن للنشر ، چاپ : اول .

[3]  فِرَق معاصرة تنتسب الی الإسلام 3/1209 و تبیین کذب المفتري فیما نسب إلی أبی الحسن الأشعري ص : 152 و نیز رساله : ابوالحسن الأشعري ص : 214 .

[4]   مقالات الإسلاميين واختلاف المصلين 1/297 ، دار إحياء التراث العربي – بيروت ، چاپ سوم ، با تحقیق : هلموت ريتر .

[5]  الإبانة عن اصول الدین 1/20 ، 21 . دار الأنصار – القاهرة ، چاپ : اول ، تحقیق : د. فوقية حسين محمود .

 

نمایش تعداد بازديد
127

Bookmark and Share              Balatarin
 
 
 
 
 
 
2012 © Sunni-news.net .همۀ حقوق ویژه سنی نیوز است، استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد